مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
زبان مبهوت و قاصر از بیان نام و عنوانش خرد در باء بسم الله شد طفـل دبـستانش چنان در حیرتم از خیل القابش! نمیدانم بخوانم شیر یزدان یا بخوانم شاه مردانش هُوَ الاول بخوانم حضرتش را؟ یا هُوَ الاخر؟ عجب شأنی! امام المتقین خواندهست قرآنش ولادتگاه او کعـبه، شهادتگاه او مسجد روا باشد بخوانم خانهزادِ رب سبحـانش علیٌ معدنُ الحکمه، قـسیمُ الـنار و الجَنه بَدا بر حال آنـان که رها کردند دامـانش علی صدیق الأکبر بود قبل از خلقت عالم بگو بیهوده میکوشند! نتوان کرد کتمانش اگر ممسوس فی ذات خدا شد، علتی دارد نمیگیرد پَر کاه از دهان مـور وجدانش نشانی خواستی از او بجویی خاطرت باشد «عدالت» نام میدانش، «شرف» نام خیابانش به انصاف یدالهی ترازو دار عدلست او گدا و شاه را همرتبه میبینی به دیوانش |